دهه طلایی یا ...
من همیشه معتقد بوده و هستم که دهه طلایی عمر ما آدمها چیزی بین بیست تا سی سالگی است.
در این دهه توانایی انسان ها در بهترین شرایط خودش می باشد.توانایی های جسمی و روحی.
فکر می کنم برای مردم کشورهای پبشرفته این بازه زمانی از اهمیت ویژه ای برخوردار باشه.
نیرو و فکر جوانی، نشاط جوانی، شور زیستن و بودن و خواستن، همه اون چیز هاییست که یک کشور برای پیشرفت ثانیه به ثانیه احتیاج داره.بله GOLDEN DECADE یا به تعبیر من دهه شکوفا یی حلقه مفقوده کشور عقب افتاده، بی پناه و بر باد رفته ماست.
من در حالی دارم این مطالب را می نویسم که بغض کرده ام.چرا؟
چون من در کشوری زندگی می کنم که این دهه نازنین از زندگی جوانانش را پشت درهای کنکوربعد پشت در اتاق اساتید برای نمره های بی ارزش بعد پشت درهای بسته بازار کار و پادگانهای سربازی و هزار آزمون و هفت خوان برای رسیدن به حداقل امکانات رفاهی نظیر خوراک و پوشاک- و نه حتی مسکن –به باد فنا داده است.البته آنچه گفته شد مربوط به جوانان خوش شانس یا سربزیر کشور ما بود وگرنه که تمام زندگیشان پشت میله های زندان هایی نظیر کهریزک به خاکستر تبدیل می شود.
و من هم در این دوره طلایی به سر می برم، در حالی که نه شادم و نه پر انرژی نه دیگر خلاق و نه دیگر شور زیستنی در من مانده.
و من در هراسم ، در هراس از دست رفتن جوانی ام.در هراس از دست رفتن جوانی جوانان مملکتم هستم.و در هراس از دست دادن کشورم.چرا شاهرگ های یک کشور را جوانانش تشکیل می دهند.و متاسفانه باید بگویم که این شاهرگ ها ازشدت مصرف مواد مخدر و تزریق کراک خشکیده اند .
وکشور ما اکنون جوانانی افسرده ، مضطرب، نا امید و معتاد را سواربر مرکب خود کرده و با سرعت هر چه تمام تر به ته دره عمیقی سقوط می کند.
فقط می توانم از خداوند کمک بخواهم که جوانی جوانان ایران - زادبوم آرش ها و سیاوش ها و گرد آفریدها- را به آنها ببخشاید.
الهی آمین
با پشکش بهترین درودهای ایرانی: نسیمه

